ميرزا حسن حسينى فسايى

393

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

قافله شد ، واپسى ما ببين * اى كس ما ، بىكسى ما ببين « 1 » و چون حضرت سليمان خان « 2 » ، قيصر روم به بلده سلطانيهء عراق رسيد ، لشكر سرما جلوگير سپاه روم گرديد و در پنجم « 3 » عقرب ، برفى باريد كه بيشتر روميان و چهارپايان را تلف نمود و بقيه سپاه ، راه فرار گرفتند و به جانب بغداد شتافتند و حضرت پادشاه دين‌پناه به جانب دزفول برفت و الوند سلطان افشار ، حاكم كوه‌كيلويه فارس ، با هزار نفر سوار به اردوى شاهى ملحق گرديد و حضرت شاه طهماسب به جانب تبريز ، نهضت فرمود « 4 » و قشلاق اين سال را در آذربايجان گذرانيد و حضرت سلطان سليمان قيصر روم ، قشلاق را در بغداد نمود . و عيد نوروز سنه قوىئيل « 5 » روز هفتم ماه مبارك سال 941 اتفاق افتاد و حضرت قيصر « 6 » در بهار همين سال ، به قصد تسخير آذربايجان از بغداد به درگزين همدان آمد و حضرت پادشاه ظفرپناه از آذربايجان به سلطانيه عراق رسيد و حضرت قيصر به مصلحت‌بينى ، فسخ عزيمت را نمود [ و ] قاصد ممالك محروسه خود گرديده العود احمد را گفته ، از درگزين نهضت فرمود « 7 » و حضرت شاه طهماسب در اين سنه ، قشلاق را در دار السلطنه تبريز قرار داد و چون تمرد و عصيان الوند سلطان افشار ، بر ضمير خورشيد نظير پادشاهى جلوه نموده بود ، فرمان قتل او صادر شده ، او را كشته « 8 » و حكومت الكاء كوه‌كيلويه فارس را به محمدى بيك پسر حسن سلطان افشار تفويض فرمودند . عيد نوروز سنه پيچين‌ئيل در ماه مبارك رمضان سال 942 اتفاق افتاد و پادشاه جم‌جاه ، صحراى اوجان را ييلاق فرمود و شهر تبريز را قشلاق قرار داد « 9 » . در اين سال [ 942 ] : مولانا اهلى ، شاعر شيرازى وفات يافت « 10 » و در جوار مزار خواجه - حافظ عليه الرحمه مدفون گرديد . در آخر روز شنبه هشتم ماه محرم سال 943 : ملا ركن الدين حكيم كازرونى كه اعلم اطباى زمان خود بود « 11 » به مسامع عز و جلال رسانيد كه در خاطر امير معز الدين محمد صدر اصفهانى خطور كرده كه وصلتى به سلسله علويه صفويه نموده ، شاهزاده سلطا [ ن خا ] نم را مىخواهد كه در حباله نكاح درآورد چون اين سخن از ملا ركن الدين به عرض همايون رسيد ، خاطر شهريار

--> ( 1 ) . اشعار از نظامى است در مقدمه مخزن الاسرار و منقول است از خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 234 . ( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 59 . ( 3 ) . ( . . . در سيزدهم عقرب هوا انقلاب يافت و از تواتر برف ، آن سپاه شگرف . . . متلاشى شدند ) . روضة الصفا ، ج 8 ، ص 60 . ( 4 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 60 . ( 5 ) . سال گوسفند : سال هشتم از دوره دوازده ساله تقويم تركان . ( 6 ) . ر ك : احسن التواريخ روملو ، ص 256 و خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 242 . ( 7 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 61 ، و احسن التواريخ روملو ، ص 257 . ( 8 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 62 . ( 9 ) . ر ك : خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 254 ، و روضة الصفا ، ج 8 ، ص 62 ، و احسن التواريخ روملو ، ص 272 . ( 10 ) . ماده تاريخ فوت اهلى چنين است : سال فوتش ز خرد جستم گفت : ( پادشاه شعرا بود اهلى ) : 942 - اهلى در هنگام وفات 84 سال داشت . ر ك : مقدمه ديوان اهلى ، ص 2 و 3 . ( 11 ) . ر ك : تحفه سامى ، ص 51 ، پزشكان نامى فارس ، ص 152 ، وفات او را در سال 946 نوشته‌اند و اين بيت از اوست : گل نورسته من آنچنان نازك بود رويش * كه مىترسم شود آزرده چون چشم افكنم سويش و ر ك : احسن التواريخ روملو ، ص 278 .